یه دنیا احساسو تو چشمام ندیدی


یه دنیا احساسو تو چشمام ندیدی

که اینهمه ساده ازم دست کشیدی

مگه کمتر از گل ازم چی شنیدی

چی شد که دل کندی

تا دیروز که با من تو همصدا بودی

قدم قدم با من تو پا به پا بودی

کنار من از غم همش جدا بودی

چی شد که دل کندی

قسم به این دلی که تو کردی تیکه تیکه



قسم به این دلی که تو کردی تیکه تیکه

به همین اشکایی که میریزه چیکه چیکه

بدون عزیزم همیشه هیچوقت تورو نمی بخشم

قسم به دردایی که با رفتن کردی سهمم

اگه بیای بیفتی به دست و پای قلبم

بدون عزیزم هیچوقت تورو نمی بخشم


فـــــریـــاد مــــی کشـــــم


میگـــــن : چــــــــرا ؟
میــگــــم : چــــون نخــــــــواستـــــــــــ

مــــی پـــرســـن : دلــــــــیلــش ؟

میگـــــم : نــــــــــــــــمیــدونـ ــم

میگـــن چــــــــیه ؟

میــگـــم نمــــی تــــونستــــــــــ

جـــوابــــم ســــــــــــکوت استـــــــــــ

دوبـــاره چــــــــرا ؟ چــــــــرا ؟ چــــــــرا ؟

فـــــریـــاد مــــی کشـــــم

چـــــون از اوّلــــم دوستـــــم نداشتـــــــــــ ...


یک نفر آمد صدایم کرد و رفت


یک نفر آمد صدایم کرد و رفت
با صدایش آشنایم کرد و رفت

نوبت اوج رفاقت که رسید

ناگهان تنها رهایم کرد و رفت

در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند



در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند...

و در آشکار از آنانی که

 غافلیم...

شاید این است دلیل تنهایی مان...

وقتی نگاه ها هرزه


وقتی خواستن ها بوی شهوت میدهندوقتی بودن

 ها طعم نیاز دارندوقتی تنهایی ها بی هیچ یادی

 از یار با هر کسی پر میشودوقتی نگاه ها هرزه

به هر سو روانه میشودوقتی غریزه احساس

را پوشش میدهدوقتی انسان بودن آرزویی

دست نیافتنی میشوددیگر نمی خواهمت

 نه تو را و نه هیچ کس دیگر را . . ....


گرگ هایی که لباس پدری می پوشند



روزگاریست همه عرض بدن می خواهندهمه از دوست فقط چشم

 و دهن می خواهنددیو هستند ولی مثل پری می پوشند

گرگ هایی که لباس پدری می پوشند

آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند

عشق ها را همه با دور کمر می سنجند

خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد

عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد

میدونی چرا میگن” دلت دریا باشه


میدونی چرا میگن” دلت دریا باشه”

وقتی یه سنگو تو دریا میندازی

فقط برای چند ثانیه اونو متلاتم میکنه

وبرای همیشه محو میشه

ولی اون سنگ تا ابد ته دل دریا موندگاره

و سعی می کنم مثل دریا باشم

فراموش کنم سنگ که به دلم زدن

با اینکه سنگینی شونو برای همیشه روی سینه ام حس می کنم...

خدایا کمک کن که پروانه ی شعر من جان بگیرد

خدایا بیا پشت آن پنجره که وا میشود رو به سوی دلم !
بیا پرده ها را کناری بزن که نورت بتابد به روی دلم !

خدایا کمک کن که پروانه ی شعر من جان بگیرد

کمی هم به فکر دلم باش ، مبادا بمیرد

خدایا دلم را که هر شب نفس می کشد در هوایت

اگرچه شکسته ، شبی می فرستم برایت

رو به لبای یکی هدیه کنی

گاهی ارزش داره از همه چیزت بگذری

تا لبخند رو به لبای یکی هدیه کنی

گاهی میتونی با یه کار کوچیک همون لبخند رو بکاری رو لباش

گاهی مهم اینه که بخوای بخندونی



وقتی کسی در کنارت هست،خوب نگاهش کن

به تمام جزئیاتش...

به لبخند بین حرف هایش..

به سبک ادای کلماتش،

به شیوه ی راه رفتنش،نشستنش..

به چشم هاش خیره شو..

دستهایش را به حافظه ات بسپار...

گاهی آدم ها انقد سریع میروند،که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند



اون وقت خدا هم میخنده

گاهی از خودت بگذر ... فقط گاهی ...


تایپ

دلگیرم از تنهایی های مکرر . . .
از مردمانی که بودنشان را ادعا میکنند . . .

و از زمانه که محبت طلب کردم و هیچ نبود .. . .نه دستی . . .نه دوستی . . .

و باز تنهایی...!!!

ما،
نسلی هستیم که،

بهترین حرفهای زندگیمان را نگفتیم…

تایپ کردیم...

مردهای "چشم چــران" زن های "خـــائن"


بوی گنــد خیانت تمام شهر را گرفته...!


مردهای "چشم چــران" زن های "خـــائن"

پسرهای "شهــوت ران " دخترهای "پـــول پرست"

پس چه شد آدمیت ؟؟؟

چیدن یک سیــب و اینهمه تقــــاص؟!

موندم این آدما کجای این شهرن که ما نمیبینیمشون



دقت کردین آدمهایی که تو اینترنت و فیسبوک هستند خیلی مهربون و خوش زبونند!

جالب تر اینکه همشون از دروغ و خیانت و نامردی و....بدشون میاد..!


موندم این آدما کجای این شهرن که ما نمیبینیمشون...

خواهش نوشت


یکرنگ بمان ،


حتی اگر در دنیایى زندگی می کنی که مردمش براى پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند .

لبخـــــند بعد از گریه



هیچ وقت نباید به اجبار خندید !



گاهی بــاید تا نهایت آرامش گــریه کرد …



لبخـــــند بعد از گریه ؛



از رنگــــین کمــــآن بعد از بـــآران هم زیبـــاتره …

زندگی کن و لبخند بزن


زندگی کن و لبخند بزن
به خاطر آنهایی که با لبخندت زندگی می کنن

از نفست آرام می گیرند

و به امیدت زنده هستن

" آخـــــــــــــــــــــــــــــــی "


این روز ها

اگر خون هم گریه کنی


عمق همدردی دیگران با تو

یه کلمه است:

" آخـــــــــــــــــــــــــــــــی "

خداوندا !به تو محتاجم


خداوندا !به تو محتاجم…
هر روز..

هر لحظه..

هر ثانیه که نفس میکشم محتاج تو هستم ..

من بی تو ناتوانم…

یا فتاح




یعنی کلید قلب من در دستان توست؟

بوی ناب بهشت می دهد همه ی نام های قشنگ تو ...